به گزارش شهرآرانیوز، در آستانه دور دوم گفتوگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا، فضای دیپلماسی بار دیگر به یکی از کانونهای اصلی تحولات سیاست خارجی کشور تبدیل شده است؛ مسیری که اینبار نه از سر خوشبینی، بلکه بر پایه محاسبهای دقیق، منطقهمحور و نتیجهگرا دنبال میشود.
تهران، بازگشت به مسیر مذاکره را در بستر تحرکات منطقهای تعریف کرده است؛ جایی که برخی بازیگران اثرگذار منطقه با تأکید بر ضرورت کاهش تنش و پرهیز از بیثباتی، گفتوگو را تنها گزینه مدیریت اختلافات دانستهاند. انتقال ثقل تحرکات دیپلماتیک به بازیگران منطقهای – از جمله نقش فعال عمان در میزبانی و تسهیل روند – نشان میدهد جمهوری اسلامی ایران ترجیح داده ابتکار عمل را در محیط پیرامونی خود تعریف کند، نه در چارچوب فشارهای فرامنطقهای. این تغییر رویکرد، بیش از آنکه تاکتیکی باشد، بازتاب یک بازآرایی راهبردی در هندسه سیاست خارجی ایران است.

در این میان، محدوده مذاکرات بادقت ترسیم شده است. تهران صرفاً موضوع هستهای را در دستورکار قرار داده و تأکید دارد که هیچ پرونده موازیای در این روند گشوده نخواهد شد. این موضع، امتداد منطقی چارچوب حقوقی برجام و دفاع از حق غنیسازی بهعنوان یکی از اصول بنیادین برنامه هستهای کشور است. هرگونه تلاش برای عبور از این چارچوب، از منظر ایران، به معنای خروج از مسیر توافقشده خواهد بود.
اما آنچه فضای مذاکرات را پیچیده میکند، صرفاً اختلافات فنی نیست؛ بلکه سطح بیاعتمادی عمومی نسبتبه ایالات متحده است. حافظه تاریخی ایرانیان، از رخدادهایی چون کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا تجربههای معاصر، تصویری محتاطانه از نیتهای واشینگتن ترسیم کرده است. حتی نتایج نظرسنجیهای منتشرشده از سوی مؤسسه گمان نیز نشان میدهد بخش قابلتوجهی از افکار عمومی، آمریکا را شریک قابلاعتمادی در مذاکرات نمیداند. در چنین فضایی، ورود ایران به گفتوگو را باید بیش از هر چیز تلاشی برای اثبات اراده دیپلماتیک و خنثیسازی فضاسازیهای سیاسی دانست، نه نشانهای از تغییر در اصول بنیادین سیاست خارجی.

از سوی دیگر، هدفگذاری تهران روشن است: رفع تحریمها و کسب عایدی ملموس برای ملت ایران. توافقی که نتواند در حوزه اقتصادی اثر عینی بر جای بگذارد، از نگاه تصمیمگیران ایرانی فاقد توجیه خواهد بود. به همین دلیل، تیم مذاکرهکننده بر عنصر زمان و جدیت در فرایند گفتوگو تأکید دارد. اعلام آمادگی برای ماندن مستمر در محل مذاکرات، در برابر رفتارهای متناقض و تغییر مواضع برخی مقامات آمریکایی، حامل این پیام است که ایران آماده تصمیمگیری است، مشروط بر آنکه طرف مقابل نیز از پراکندگی مواضع فاصله بگیرد.
نکته قابلتأمل دیگر، کمرنگشدن نقش سه کشور اروپایی است. آلمان، بریتانیا و فرانسه که در مقاطع پیشین نقش پررنگتری در پیگیری پرونده هستهای داشتند، اینبار در حاشیه قرار گرفتهاند. این وضعیت، از نگاه تهران، نشانهای از کاهش ابتکار عمل اروپا و انتقال محور اصلی گفتوگو به تعامل مستقیمتر و محدودتر میان ایران و آمریکا با تسهیلگری منطقهای است.
برگزاری مذاکرات در ژنو و در محل سفارت عمان، همزمان با حضور وزیر امور خارجه در اجلاس خلع سلاح، فرصت دیگری برای تبیین مواضع حقوقی جمهوری اسلامی ایران در مجامع بینالمللی فراهم میکند. احتمال دیدار با مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز میتواند پیوند مسیر سیاسی و فنی پرونده هستهای را تقویت کند؛ پیوندی که برای جلوگیری از سوءتفاهمهای آتی ضروری به نظر میرسد.

در مجموع، تهران در آستانه دور دوم مذاکرات، همزمان دو پیام را مخابره میکند: از یکسو دیپلماسی را بر جنگ ترجیح میدهد و برای رسیدن به توافقی متوازن آمادگی دارد؛ از سوی دیگر، با تکیه بر تجربه تاریخی و رفتار متناقض طرف آمریکایی، هیچگونه خوشبینی سادهانگارانهای در دستورکار نیست.
این دور از مذاکرات، بیش از آنکه صحنه چانهزنیهای فنی باشد، آزمونی برای سنجش میزان انسجام تصمیمگیری در واشینگتن و میزان پایبندی آن به تعهدات احتمالی خواهد بود. ایران تلاش دارد در این میدان، هم ابتکار عمل سیاسی را حفظ کند و هم با تعریف دقیق خطوط قرمز، اجازه ندهد روند دیپلماسی به ابزاری برای فشار یا فضاسازی روانی علیه کشور تبدیل شود؛ مسیری که اگر به رفع تحریمها و تأمین منافع ملی بینجامد، میتواند فصل تازهای در مدیریت تنشها بگشاید و اگر نه، مسئولیت آن متوجه طرفی خواهد بود که فرصت دیپلماسی را از دست داده است.